برای جان نثاریت واژه ای نمی یابم پس بی مقدمه آغاز می کنم کلام عشقی را که قرار است با قلبی لبریز از عاشقی و صداقت برایت بنویسم .

نمی دانم چطور پاسخ گوی تمام مهربانی های بی پایانت باشم . گیج و سرگردانم که چطور مهرو محبت همراهان را از قلب پاکت بیرون کردی و تنها با قلبی که سرشار از خلوص و ایمان به معبودت بود به سوی عرش اوج گرفتی . رفتی اما بدان من و تمام ملت ایران موفقیت و سر بلندی این کشور را مدیون و مرهون خون گرمی می دانم که چه بی رحمانه بر زمین جاری شد  ولی دشت های این دیار را با صداقت و فداکاری آبیاری کرد تو همان شهید ظاهرا گمنامی هستی که معراج پر نور الهی را به دنیای تیره و تار امروز ترجیح دادی به امید روزی که بتوانم در کنار تو و خشنود از ادامه ی راهت باشم .

 

سیده فاطمه حسینی -مرکز فرهنگی هنری جم

به بهانه ی سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر

دل نوشته ای برای شهید گمنام

 

تو از خاکی و منم از خاک . اما تو خاک وجودت گرانبها و با ارزش است . آری شاید تو گمنام باشی اما یاد و خاطرت در ذهن ما زنده است . اگر ایثار و حماسه های تو نبود شاید امروز من و امثال من به این سادگی و راحتی در این سرزمین که خاکش برگرفته از خاک تو است نمی زیستیم .

حال که می اندیشم می بینم سیاهی چادری که امروز بر سر دارم از سرخی خون شماست کاش من هم آن زمان در میان شما بودم و خداوند کمی از آن ایثار و شجاعتی که در وجود که در وجود شما آفریده بود در من نیز می آفرید .

شما که ققنوس وار پر کشیدید و در آسمان بی کران هستی عشق را فریاد کشیدید .

 

فاطمه عسکری -مرکز فرهنگی هنری جم