برای جان نثاریت واژه ای نمی یابم پس بی مقدمه آغاز می کنم کلام عشقی را که قرار است با قلبی لبریز از عاشقی و صداقت برایت بنویسم .
نمی دانم چطور پاسخ گوی تمام مهربانی های بی پایانت باشم . گیج و سرگردانم که چطور مهرو محبت همراهان را از قلب پاکت بیرون کردی و تنها با قلبی که سرشار از خلوص و ایمان به معبودت بود به سوی عرش اوج گرفتی . رفتی اما بدان من و تمام ملت ایران موفقیت و سر بلندی این کشور را مدیون و مرهون خون گرمی می دانم که چه بی رحمانه بر زمین جاری شد ولی دشت های این دیار را با صداقت و فداکاری آبیاری کرد تو همان شهید ظاهرا گمنامی هستی که معراج پر نور الهی را به دنیای تیره و تار امروز ترجیح دادی به امید روزی که بتوانم در کنار تو و خشنود از ادامه ی راهت باشم .
سیده فاطمه حسینی -مرکز فرهنگی هنری جم