در بهار
سبز می شود
نهالی که به یاد تو کاشته ام
ای شهید
فاطمه کهنسال - ۱۱ ساله
می خواستم
از چفیه
شعری بسرایم
دیدم
واژه کم می آورم
چفیه نشان مردانگی و شهامت است
چفیه یک دیوان شعر و شجاعت است
چفیه نشان ایثار و شهادت است
و چفیه ...و چفیه ...
فاطمه پریشان - ۱۲ ساله
شهید
زیباست
چون گل یاس
جاری ست
چون رودی درخشان
گرم است
چون خورشید تابنده
و استوار است و جاوید
چون کوه دماوند .
فاطمه پریشان -۱۲ ساله
سر کلاس درس
معلم پرسید
بچه ها
پلاک یعنی چه ؟
هر کدام از بچه ها
جواب دادند
نرگس گفت :
پلاک
مرواریدی زیباست که نشانه
عشق بود
مریم گفت :
پلاک نشانه دوستی ها بود
زهرا گفت :
پلاک نشانه شهید گمنام بود
و مینا جواب داد :
آن شهید گمنام بابای من بود .
مرضیه ماندگاری -۱۲ ساله
در سکوتی سنگین
در فریادی خونین
در هجومی سرد
در سرمایی داغ
در هشت سال هجوم وحشی آتش
به آشیانه ای آباد
در تاراج وحشیانه ی خون برادرانم
پشت خاکریزی از عشق
آری برادر شهیدم
سربند یا حسین دیروزت
امروز حک شده بر قلب هامان
و راه روشن و پاکت
روشنی فردامان
زهرا مهرابی نژاد -۱۶ ساله
ندیده ام
شنیده ام
خواب دیده ام
در مسیری از سنگلاخ ها ی نورانی
داغ تو را بر جگر لاله سرود خوانده ام
ای شهید
به خط سرخ شهادتت
ایمان دارم
ای مظهر لاله های بی سر
ای سرمشق رهروان عشق
تو را در اوج می ستایم
زهرا مهرابی نژاد -۱۶ ساله
تا حالا گفته بودم که چشمانت را دوست دارم ؟
چشمانی که به آسمان می نگرد
و ماه را می بوسد
و ستاره ها را در آغوش می گیرد
باید غبار روی چشمانت را زود به زود بگیرم ...
فریده اجرایی- مربی ادبی مرکز جم
هر روز ستاره ها را می چینم
و از آنها گردنبندی درست می کنم
تا وقتی برگشتی
به گردنت بیاویزم
فریده اجرایی - مربی ادبی مرکز جم